تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم

خرید بک لینک

پا به زنجیر خود ، از اشک ، چو شمع است تنم

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم

روزِ بازار خیال است شبم ، خواب که هیچ

صبح هم وعده به شب ، گرنه به فردا فکنم

زهر خوابم همه اندام به درد آغشته است

مژه ها نیزه ی برق است ، که برهم نزنم

باغ خون و سگ دیوانه چرا بیند ، آه

پری آینه ام - دل - به طلسم بدنم؟

مثل نفرین که حقایق دهدش رنگ وقوع

حسب حالم شده و ورد زبانم «چه کنم»

باد کز کوه سیاه آمد و شمعم را کشت

کاش چون آتش روحم ، ببرد دود تنم

کار این مُلک نه آنقدر خراب است «امید»

کارزویی بتوان داشت ، عبث دم چه زنم؟

مهدی اخوان ثالث

غزل معاصر...

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم,شعر تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم, نویسنده: بازدید: 302 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:42

صفحه بندی