غزل معاصر

خرید بک لینک
گاهی چنان بدم که مبادا ببینی امحتی اگر به دیده ی رویا ببینی اممن صورتم به صورت شعرم شبیه نیستبر این گمان مباش که زیبا ببینی امشاعر شنیدنی است، ولی میل، میل توستآماده ای که بشنوی ام، یا ببینی اماین واژه ها صراحت تنهایی من اندبا اینهمه، مخواه که تنها ببینی اممبهوت می شوی اگر از روزنت شبیبی خویش، در سماع غزل ها ببینی امیک قطره ام و گاه چنان موج می زنمدر خود، که ناگزیری، دریا ببینی امشب های شعرخوانی من بی فروغ نیستاما تو با چراغ بیا تا ببینی اممحمّدعلی بهمنی نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد ۱۴۰۳&nbsp توسط شهاب  غزل معاصر...ادامه مطلب

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: سه شنبه 15 خرداد 1403 ساعت: 21:22

هرچند اینکه سخت شکستی دل من استغمگین مشو! که شیشه برای شکستن استمن دوستی به جز تو ندارم؛ قسم به عشقهرکس که غیر از این به تو گفتهست، دشمن استچشمان من مسیر تو را گم نمیکنندفانوس اشکهای من از بس که روشن است!جای گلایه پیش تو چون شمع سوختملب باز کردهام به زبانی که الکن استاز دیدنم دوباره پریشان شدی؟ ببخش!چون خواب بد، سزای من «از یاد بردن» استحسین دهلوی نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲&nbsp توسط شهاب  غزل معاصر...ادامه مطلب

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 1:54

شراب بود ولیکن شرابخانه نداشتبدون چشم تو مستانگی بهانه نداشتمحال بود تماشای ذات پیش از تونمی نشست حقیقت که آشیانه نداشتاگر که عاشق و معشوق و عشق در تو نبودپرستش این هیجانات عاشقانه نداشتبه زهد خشک، شریعت، عبوس می پژمردکه رود بود ولی بر زبان ترانه نداشتنمی وزیدی اگر در معابد هستیتنور سینه ی اهل دعا زبانه نداشتاگر نگاه تو آفاق را نمی گستردوجود، این همه ابعاد بی کرانه نداشتبدون سبزی آن پنج سال نورانیطریق دادگری در جهان نشانه نداشتقربان ولیئی نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر ۱۴۰۲&nbsp توسط شهاب  غزل معاصر...ادامه مطلب

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 1:54

آنجا کجاست؟ آخر دنیاست زیر خاکآنجا دوباره یک نفر از ماست زیر خاکحال کداممان به گمان تو بهتر است؟ما با همیم و او تک و تنهاست زیر خاکدلداری ام به دیدن فردا چه می دهیوقتی امید دیدن فرداست زیر خاک؟از دیده خون چگونه نبارند بر زمینآنها که پاره ی تن آنهاست زیر خاک؟این باغ را که با گل ما رونقی گرفتگلچین باسلیقه ای آراست زیر خاکاز من اگر نشانی سرراست خواستیدادم تو را نشانی سرراست زیر خاکاز دست رفت جان عزیزم به جان توگفتی کجاست جان تو؟ آنجاست زیر خاکوحید عیدگاه نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲&nbsp توسط شهاب  غزل معاصر...ادامه مطلب

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 1:54

اسیر بند محبّت گرفته خو به غمتمنم که سینه سپردم به خنجر ستمتمباد جای تو خالی میان خاطره هاهمیشه بر دل من باد سایه ی قدمتمرا به وصل و به هجران سر تمنّا نیستسر رضای تو ام تا چه می کند کَرَمَتدر آتش دلم ای چشمه ی امید بجوشکه جان و دل نسپارم به چشمه سار غمتز مهر و آشتی ات خسته خاطرم چه کنمز فتنه های زیاد و ز لطف های کمتمریم ساوجی نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲&nbsp توسط شهاب  غزل معاصر...ادامه مطلب

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1402 ساعت: 11:44

صفحه بندی