فردا به خاطرت غم فردای دیگر است...

خرید بک لینک

ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است

ماییم جای دیگر و او جای دیگر است

چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست

جز چشم دل که محو تماشای دیگر است

این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است

و آن گوهر یگانه به دریای دیگر است

در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست

تسکین ما ز جرعه ی مینای دیگر است

امروز می خوری غم فردا و همچنان

فردا به خاطرت غم فردای دیگر است

گر خلق را بود سر سودای مال و جاه

آزاده مرد را سر و سودای دیگر است

دیشب دلم به جلوه ی مستانه ای ربود

امشب پی ربودن دل های دیگر است

غمخانه ای است وادی کون و مکان رهی

آسودگی اگر طلبی جای دیگر است

رهی معیّری

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۱&nbsp توسط شهاب 

غزل معاصر...

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 18:06

صفحه بندی