شراب کهنه بیاور ، بهار تازه رسید

خرید بک لینک

دلم نشانی رنج و سرم حوالی عید

شراب کهنه بیاور ، بهار تازه رسید

من از کدام تبارم که اینچنین گنگم؟

چو روزِ بی تو سیاه و چو شامِ با تو سپید

چه بود سهم من از روزگار بعد از تو؟

غمی به وسعت دنیا و حیرتی جاوید

خیال و خاطره ای محو ، زخمی اوهام

یقین باکره ای ، دست خورده ی تردید

در آستانه ی عید از جهان چه می خواهم؟

میان هر چه ندارم همین بس است : امید

عیدتون مبارک

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ توسط شهاب

غزل معاصر...

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: شراب,کهنه,بیاور,بهار,تازه,رسید, نویسنده: بازدید: 208 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:36

صفحه بندی