غزل معاصر

متن مرتبط با «بهار» در سایت غزل معاصر نوشته شده است

من آن درخت زمستانی، بر آستان بهارانم...

  • نیلوبلاگ

    من آن درخت زمستانی، بر آستان بهارانمکه جز به طعنه نمیخندد، شکوفه بر تن عریانمز نوشخند سحرگاهان، خبر چگونه توانم داشتمنی که در شب بیپایان، گواه گریهی بارانمشکوه سبز بهاران را، برین کرانه نخواهم دیدکه رنگ زرد خزان دارد، همیشه خاطر ویرانمچنان ز خشم خداوندی، سرای کودکیام لرزیدکه خاک خفته مبدّل شد، به گاهوارهی جنبانمدرین دیار غریب ای دل، نشان ره ز چه کس پرسم؟که همچو برگ زمینخورده، اسیر پنجهی طوفانممیان نیک و بد ایّام، تفاوتی نتوانم یافتکه روز من به شبم مانَد، بهار من به زمستانمنه آرزوی سفر دارد، نه ا...

    ادامه مطلب
  • شراب کهنه بیاور ، بهار تازه رسید

  • نیلوبلاگ

    دلم نشانی رنج و سرم حوالی عید شراب کهنه بیاور ، بهار تازه رسید من از کدام تبارم که اینچنین گنگم؟ چو روزِ بی تو سیاه و چو شامِ با تو سپید چه بود سهم من از روزگار بعد از تو؟ غمی به وسعت دنیا و حیرتی جاوید خیال و خاطره ای محو ، زخمی اوهام یقین باکره ای ، دست خورده ی تردید در آستانه ی عید از جهان چه می خواهم؟ xa0میان هر چه ندارم همین بس است : امید عیدتون مبارک نوشته شده در xa0شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵xa0 توسطxa0شهابxa0...

    ادامه مطلب