
آن ماهی ام که گوشه ای از حوض، مرده امبیچاره آن دلی که به دریا سپرده امبی تاب، مثل شعر به کاغذ نیامدهشرمنده مثل نامه ی برگشت خورده اماز بس که زخم بود برآن، جا نیافتمتا بار عشق را بگذارم به گُرده امای باغبان ! مزاحمتم را به دل مگیراز باغ، غیر حسرت چیدن نبرده اممی ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سردوقتی مرا به دل بسپاری که مرده ام!میلاد عرفان پور نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۴۰۰  توسط شهاب بخوانید...
ادامه مطلب