
سر بگذاریم وقت خواب رسیدهستروز به پایان آفتاب رسیدهستمنزل راحت کجاست در سفر عمرپرسش دیرینه را جواب رسیدهستچون نخ تابیده گرد خویش چه پیچی؟نوبت واگشت پیچ و تاب رسیدهستسنگ رها گشته در هوایی و اینکوقت فرود تو با شتاب رسیدهستشرح غم ما هنوز اولِ قصهستگرچه به پایانِ این کتاب رسیدهستآنچه درانباشتیم باد هوا بودوقت سراندازی حباب رسیدهستآن می گمبوده در پیالۀ خالیستتشنۀ بیتشنگی به آب رسیدهستمژدۀ آسودن است ای شب پایانبوی تو از سایهسار خواب رسیدهستهوشنگ ابتهاج نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱&a...
ادامه مطلب