غزل معاصر

متن مرتبط با «دلتنگی شعر» در سایت غزل معاصر نوشته شده است

شب های شعرخوانی من بی فروغ نیست...

  • نیلوبلاگ

    گاهی چنان بدم که مبادا ببینی امحتی اگر به دیده ی رویا ببینی اممن صورتم به صورت شعرم شبیه نیستبر این گمان مباش که زیبا ببینی امشاعر شنیدنی است، ولی میل، میل توستآماده ای که بشنوی ام، یا ببینی اماین واژه ها صراحت تنهایی من اندبا اینهمه، مخواه که تنها ببینی اممبهوت می شوی اگر از روزنت شبیبی خویش، در سماع غزل ها ببینی امیک قطره ام و گاه چنان موج می زنمدر خود، که ناگزیری، دریا ببینی امشب های شعرخوانی من بی فروغ نیستاما تو با چراغ بیا تا ببینی اممحمّدعلی بهمنی نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد ۱۴...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    بهار با تو بودن ها چه شد؟ پاییز دلتنگی است کجایی صبح من؟ شام ملال انگیز دلتنگی است کجایی ماهی آرام در آغوش اقیانوس؟ به من برگرد! این دریای غم لبریز دلتنگی است اگر چیزی به دست آورده ام از عشق، می بخشم غزل هایی که خود سرمایه ی ناچیز دلتنگی است در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد همانا مرگ، پایان سرورآمیز دلتنگی است نسیمی شاخه هایم را شکست و با خودم خواندم: بهار با تو بودن ها چه شد؟ پاییز دلتنگی است سجّاد سامانی...

    ادامه مطلب